سبد خرید 0

مدیریت انتظارات

هر چقدر کمتر انتظار داشته باشید خوشحال تر خواهید بود.

مغز انسان بدون انتظارات فعالیت نمی‌کند. مغز ما در واقع یک ماشین انتظار به تمام معناست. وقتی دستگیره در را به سمت پایین فشار می‌دهیم، انتظار داریم در باز شود. وقتی شیر آب را باز می‌کنیم، انتظار داریم آب بیاید. انتظار داریم خورشید در صبح طلوع کند و در شب غروب. همه این انتظارها در ناخود آگاه ما نهادینه شده‌اند.
اما متاسفانه مغز در موقعیت‌های غیر معمول هم انتظاراتی تولید می‌کند، درست مثل زمانی که دچار بحران می‌شویم. تحقیقات نشان می‌دهد که انتظارات تاثیر عمیقی روی خوشحالی فرد دارد و انتظارات غیرواقعی بیش از هر چیزی حال خوب فرد را از بین می‌برد. پس چگونه باید انتظارات خود را مدیریت کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم افکارتان را مثل یک پزشک اورژانس در زمان تریاژ سازمان دهی کنید.(تریاژ، فرایند اولویت بندی بیماران برای بهره مندی از درمان است که بر اساس شدت وخامت حال بیماران می‌باشد.)
مدام باید بین جملات: باید این را داشته باشم. می‌خواهم این را داشته باشم و این انتظار را دارم فرق بگذارید. اولین عبارت نشان دهنده یک نیاز است. دومی تمایل (یک اولویت یا یک هدف) و سومی انتظار.

اکثر اوقات این جملات را از مردم می‌شنوید: حتماً باید مدیر عامل شوم یا باید این رمان را بنویسم یا باید صاحب چند فرزند شوم. ما نباید چنین خواسته‌هایی داشته باشیم. غیر از نفس کشیدن، خوردن و آشامیدن شما مجبور به انجام هیچ کاری نیستید. فقط چند نیاز ضروری وجود دارد. پس بجای جملات بالا بگویید: قصد دارم مدیر عامل شوم. دوست دارم رمان بنویسم و هدف من این است که چند فرزند داشته باشم. اینکه تمایلات خود را در قالب بایدها ببینید فقط شما را به آدمی بد اخلاق و ناراضی تبدیل می‌کند. این مساله فارغ از اینکه چقدر باهوش باشید باعث می‌شود که مثل احمق‌ها رفتار کنید. هر چه سریع‌تر بتوانید این ضرورت‌های کاذب را از فهرستتان پاک کنید بیشتر به نفعتان است.

حالا به سراغ تمایلات می‌رویم. زندگی بدون هدف یک زندگی از دست رفته است. ولی نباید به تمایلات‌مان مقید باشیم. بدانید که تمام خواسته‌های شما ارضا نمی‌شوند، چون خیلی چیزها در اختیار شما نیست. فقط هیئت مدیره تصمیم نمی‌گیرد که شما مدیر عامل بشوید یا نه؛ رقابت، بازار بورس، رسانه‌ها و خانواده‌تان هم نقش دارند. مسائلی که روی هیچ کدامشان کنترل ندارید.

حالا نوبت به سومین مرحله تریاژ می‌رسد، انتظارات. بسیاری از تلخ‌ترین لحظات ما به انتظاراتی بر می‌گردد که با بی سلیقگی مدیریت شده‌اند. بخصوص توقعاتی که از مردم دارید. شما نمی‌توانید از دیگران انتظار داشته باشید که هر طور شده خودشان را با حال و هوای شما وفق دهند. انتظارات ما نیروی بیرونی بسیار محدود ولی نفوذ درونی بسیار زیادی دارند. برخورد منفعلانه ما باعث می‌شود به دیگران اجازه بدهیم که روی آن‌ها تاثیرگذار باشند.

خب از همه این مطالب چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ ما با انتظاراتمان مثل بادکنک‌های هلیومی رفتار می‌کنیم، اجازه می‌دهیم بالا و بالاتر بروند تا اینکه به یکباره در آسمان بترکند و تکه تکه شوند. نیازها اهداف و انتظارات را با یک چشم نبینید. آن‌ها را با دقت از هم تمیز بدهید. یادتان باشد توانایی مدیریت کردن انتظارات‌تان بخشی از زندگی خوب است.

برگرفته از کتاب هنر خوب زندگی کردن اثر رولف دوبلی
ترجمه عادل فردوسی پور- بهزاد توکلی- علی شهروز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
ارسال به ایمیل
https://naderghanbari.com/?p=3357